الدكتور فتح الله المحمدي (نجارزادگان)
271
تفسير تطبيقى (فارسى)
چشم مشركان است ، و اين فضيلت براى ابو بكر نيست بلكه بيانگر آن است كه خداوند پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را نجات خواهد داد و به تبع نجات پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ابو بكر نيز نجات خواهد يافت . « 1 » و ) فأنزل اللّه سكينته عليه : ضمير « عليه » مسلما به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بازمىگردد چنان كه اشهر قولين بين اهل سنت است ، و هيچ جا در قرآن جز همين يك مورد سكينه بر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرودنيامده جز آنكه مؤمنان را نيز شامل شده است ، صاحب تفسير ارزشمند الميزان در اين باره گفتارى جامع و زيبا را فرا دست آورده ، مىگويد : اولا : ضماير پيشين و پسين اين جمله به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بازمىگردد مانند موارد : « إلّا تنصروه » « نصره » « أخرجه » « يقول » « لصاحبه » « أيّده » ، بنابراين بازگشت ضمير عليه به ابو بكر در اين ميان بدون قرينه قطعى است و هيچ توجيه علمى ندارد . ثانيا : در آيه كريمه محور سخن پيرامون نصرت و يارى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به وسيله خداوند و در شرايطى است كه هيچكس قدرت بر يارى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نداشت چنانچه مىفرمايد : إِلَّا تَنْصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللَّهُ و إنزال سكينه و تأييد به وسيله سپاهيان نامرئى از موارد نصرت الهى است بنابراين انزال سكينه اختصاص به پيامبر دارد . ثالثا : آيه مورد نظر از سياق واحدى برخوردار است و جمله ذيل آيه يعنى : وَ جَعَلَ كَلِمَةَ الَّذِينَ كَفَرُوا السُّفْلى وَ كَلِمَةُ اللَّهِ هِيَ الْعُلْيا بيانگر جملات پيشين است ، و منظور از « كلمة اللّه » همان وعده نصرت الهى و « كلمة الذين كفروا » تصميم مشركان بر قتل و نابودى پيامبر است ، بنابراين پيش از اين جمله بايد سخنى از نصرت و يارى پيامبر رفته باشد تا اين جمله بدان اشارت داشته و آن را دليل بر اعتلاى كلمة اللّه بداند . « 2 » آنگاه ايشان چنين ادامه مىدهد : امّا اين سخن - كه مستند برخى از اهل سنت براى بازگشت ضمير به ابو بكر مىباشد - كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم همواره از سكينه و آرامش برخوردار بوده و نيازى به
--> ( 1 ) . جعفر مرتضى عاملى ، الصحيح من سيرة النبى الأعظم ، ج 2 ، ص 250 ( 2 ) . الميزان ، ج 9 ، ص 279